حميد احمدى
17
تاريخ امامان شيعه ( فارسي )
كربلا را فقط حيات امام حسين دانست ؛ زيرا اولًا تاريخ امامت را بايد جريانى كلى در نظر گرفت تا در بررسىهاى تاريخى دچار سرگردانى نشويم . با اين بيان ، اعتقاد ما در مورد امامان شيعه نيز روشن مىشود كه آنها در مشروعيت و راهبرى ، از خاستگاهى يگانه و مشترك برخوردارند و هرگز ويژگىهاى شخصى يا استنباطهاى فردى ايشان در تصميمهاى دينى آنها اثرگذار نبوده است و هر امام در موقعيت امام ديگر ، دقيقاً همان كارى را مىكرد كه امام ديگر انجام مىداد . دوم اينكه گذشتِ زمان و مشاهدهء فرجام همه نهضتها و جنبشهاى فكرى ، باطنى و انقلابى اسلامى - خواه آنجا كه به رويارويى صريح و مسلّحانه با ستمپيشگان پرداختند و خواه آنجا كه خود را از اينگونه رويارويىها كنار كشيدند و به مبارزهء علمى ، فرهنگى و تحكيم زيرساختهاى فكرى روى آوردند - همواره بر صواب بودن مواضع امامان گواهى مىدهد . ميراث عظيم امامت كه در لابهلاى منابع بىشمار مكتوب شيعى و اهل سنت بر جاى مانده و گسترشى كه تشيع يافته و از سويى دوام اسلام در كليت آن و گسترش و عمق آن در سراسر جهان ، بهترين گواه درايت ، بصيرت و هوشمندى درست امامان است . به همين رو ، حماسهها و صحنههاى درخشان حيات آنان در عرصههاى مختلف ، الگويى ماندگار شد تا همه مسلمانان در راه آرمانها و اهداف والاى الهى از هيچ تلاش و فداكارى عاشقانهاى فروگذارى نكنند و در برابر تماميت جريان كفر و نفاق ، هوشمندانه و عالمانه بايستند . از اين رو براى به دست دادن چنين الگويى در حيات سياسى ، اجتماعى و فردى مسلمانان ، نيازمند بازكاوى و معرفت و آگاهى به زواياى مختلف حيات اين بزرگان هستيم . از سويى ، هر كه در برابر سيرهء معصومان قرار مىگيرد و مناقب ، فضايل ، هوشمندى ، پايدارى و مظلوميت آنها را از نظر مىگذراند ، طبيعى است كه نسبت به آنها حالت تكريم و تعظيم يافته ، بدانها تعلق عاطفى شديدى بيابد ؛ در شادىهايشان شاد گردد و در فقدان و مصايب آنها اندوهگين و گريان شود . اين احترام قلبى و تعلق عاطفى در كنار توصيههاى پيامبر اعظم و نصوص دينى كه بزرگداشت اولياى دين و حضرات امامان را از شعائر الهى و مايهء تقواى دلها و نيز دوستى آنها را پاداش رسالت و سبب راهيابى به سوى خدا دانسته است ، و مسلمانان را به گرامىداشت زادروزها و درگذشتهاى